در تاریخ دوازدهم تیرماه سال شصت و هفت شمسی، یک ناوشکن جنگی آمریکایی با نام وینسنس، هواپیمای ایرباس ایرانی را بر فراز خلیج فارس، با دو فروند موشک مورد هدف قرار داد و موجب سقوط هواپیما و شهادت همه دویست و نود نفر مسافر این هواپیما گردید.
این ماجرای غم انگیز، تا مدت ها بعد نیز به شدت خشم جهانیان را برانگیخت و آمریکا را بار دیگر به عنوان یک قاتل وحشی مردم بی گناه معرفی نمود. در زیر، به نقل ماجرای پرواز 655 ایران به مقصد دوبی می پردازیم.
در آن سال ها، هر هفته دو پرواز از تهران به مقصد دوبی در در روزهای یکشنبه و سه شنبه وجود داشت که پرواز 655، جزو همان پرواز ها و در روز یکشنبه بود. در صبح روز یکشنبه دوازدهم تیر سال شصت و هفت شمسی، کاپیتان محسن رضائیان، با حدود هفت هزار ساعت پرواز که دو هزار ساعت آن را با هواپیمای ایرباس پرواز کرده بود، همراه با خدمه و مسافرین، تهران را به مقصد بندرعباس ترک گفتند. همیشه این پرواز با یک نشست در فرودگاه بندرعباس به منظور سرویس و خدمات همراه بود. در حدود ساعت نه و نیم صبح، هواپیمای ایرباس A-300 با دویست و نود نفر مسافر در فرودگاه بندرعباس به زمین نشست و آماده سوخت گیری مجدد و سرویس های دیگر شد. پس از انجام تمامی خدمات، مجدداً کاپیتان سوار بر هواپیما شده و از برج مراقبت اجازه روشن کردن موتورها را تقاضا کرد. کاپیتان 38 ساله نمی دانست که دیگر هیچ گاه از این هواپیما پیاده نخواهد شد.
پس از انجام تاکسی به سمت باند فعال و قرار گرفتن در مسیر باند، برج مراقبت به او اجازه پرواز داده، از او خواست که ارتفاع خود را در سطح هفت کیلومتر حفظ نماید و برای او آرزوی پرواز موفقیت آمیزی را نمود.
لازم به ذکر است این پرواز تنها 28 دقیقه زمان برای رسیدن به مقصد نیاز داشت.  
پس از برخاست، هواپیما در مسیر پروازی خود قرار گرفت و پیش به سوی فرودگاه دوبی به پرواز خود ادامه داد. از آن سو، ناو جنگی وینسنس آمریکایی، با رادارهای نیرومند خود درحال اسکن کردن منطقه بود که ناگهان کاپیتان راجرز، شئ ناشناسی را بر روی صفحه رادار مشاهده نمود که در فاصله حدود 38 کیلومتری ناوچه درحال پرواز بود. به دلیل جنگ های دریایی مختصری که در شب قبل بین قایق های جنگی ایرانی و آمریکایی روی داده بود، کاپیتان فوراً احتمال یک حمله از طرف ایران به این ناوچه را داد و وضعیت اضطراری را اعلام نمود. کاپیتان راجرز، از مسئول رادیوی اتاق فرمان خواست تا روی همه فرکانس ها به هواپیمای ایرانی هشدار بدهد که به این منطقه به دلیل انجام مانور نظامی نزدیک نشود.
اما افسوس که به دلیل این که موج ترانسپوندر هواپیمای ایرانی در حالت غیر نظامی تنظیم شده بود و ناوچه آمریکایی پیام خود را بر روی موج نظامی می فرستاد، کاپیتان رضایی هیچ کدام از سه پیغام اخطار ناوچه آمریکایی را دریافت ننمود. سپس، ناوچه آمریکایی از طریق دستگاه تشخیص دوست از دشمن، هواپیما را ردیابی نمود و چون پاسخی از سوی هواپیما دریافت نشد، هواپیما، دشمن شناسایی شد. کاپیتان راجرز احتمال داد که این هواپیما، یک اف-14 تامکت ایرانی است که درحال شیرجه به سمت ناوچه جنگی است. کاپیتان خوب می دانست که هواپیمای اف-14 توانایی حمل موشک های هوا به کشتی را ندارد، اما بعدها اعلام کردند که احتمال انجام یک عملیات انتحاری و برخورد اف-14 به کشتی می رفته است.
پس از نزدیک شدن بیش از حد هواپیما به ناو جنگی، کاپیتان راجرز دستور آماده کردن دو فروند موشک سطح به هوای SM-2 را صادر کرد. چند لحظه بعد از قفل کردن موشک ها بر روی هدف، در اتاق فرمان، صدای آماده شدن موشک ها برای پرتاب شنیده شد. کاپیتان دستور داد که موشک ها را شلیک کنند. مهناوی جوان، بیست و چهار بار کلید های اشتباه موشک را فشار داد، تا این که سرانجام مهناوی کهنه کار خم شد و کلید های درست را فشار داد و دو فروند موشک از سطح ناو با نفیری شوم به هوا برخاستند و این آغاز جنایت بود. در آن سو، کاپیتان رضایی وضعیت را به فرودگاه بندرعباس، عالی گزارش نمود. سی ثانیه بعد اولین موشک بال سمت چپ هواپیما را جدا کرده و متعاقباً موشک دیگر نیز مسقیم به قسمت دم هواپیما برخورد کرده و آنها را از جا کندند و هواپیما مستقیم به سمت دریا شیرجه رفت.
بر روی ناوچه وینسنس، غوغایی برپا بود. چند لحظه بعد به کاپیتان راجرز اعلام شد که قطعات هواپیمای ساقط شده که از آسمان به دریا می افتند، بسیار بزرگ تر از یک اف-14 هستند و نقل می کنند که در آن لحظه حال کاپیتان به هم خورد. هشتاد و چهار ثانیه پس از شلیک موشک ها، هواپیمای ایرباس ایرانی، به سطح دریا برخورد نمود و همان جا، مزار شهدای این پرواز شد.
صبح روز بعد، حقایق بر همگان آشکار شد و جهانیان آگاه شدند که اشتباهی در کار نبوده و ناو آمریکایی تنها از روی لج بازی و این که هواپیمای ایرانی خواسته بود بر فراز آنها عبور نماید، آن را مورد هدف قرار داده بود و جالب این که در آن لحظه، هم ناو آمریکایی و هم هواپیمای ایرانی هر دو در آب های ایران بودند.
کاپیتان راجرز و همکارانش به خاطر این جنایت مدال افتخار گرفته و ترفیع درجه داده شدند.
از آن جنایت کاران سوال می کنم که آیا واقعاً هدف قرار دادن یک هواپیمای بدون دفاع و مسافربری که هیچ گونه سلاحی با خود حمل نکرده و تنها محموله آن، چند انسان بی گناه است، جای افتخار دارد؟

انفجار در دقیقه هشتم پرواز 655 ایران ایر


12 تیرماه جشن دموکراسی آمریکایی



ایران- چیزی در حدود 10ماه پس از آنكه كشتی ایرانی «ایران ایجر» مورد حمله نظامی نیروهای آمریكا قرار گرفت، این بار نوبت ایرباس بود كه در راستای سیاست بین‌المللی كردن جنگ خلیج فارس توسط عراق مورد هجوم ناو آمریكایی قرار گیرد.
در واقع قبل از این حادثه آمریكا با اسكورت نظامی نفتكش‌ها و حمله به سكوهای نفتی و كشتی‌های ایرانی، ‌دخالت آشكار خود را در منطقه به نفع عراق نشان داده بود.
دوازدهم تیرماه 1367، هواپیمای ایرانی ایرباس با 27دقیقه تأخیر از فرودگاه بندرعباس بلند می‌شد. 24دقیقه پس از ساعت10 هواپیما سطح پروازی خود را 12هزار پا گزارش داد.
دقیقاً در همین لحظه و در دقیقه هشتم پرواز، هواپیما مورد اصابت دو فروند موشك زمین به هوای ناو وینسنس آمریكا قرار گرفت و در نزدیكی هرمز بین شارجه و بندرعباس منفجر شد. هیچ كدام از 290 مسافر و خدمه این هواپیما زنده نماندند. 66كودك زیر 12سال، 52 زن و 36 تبعه غیرایرانی در این هواپیما بودند.



شلیكی كه اشتباه نبود
تحركات نظامی ناو وینسنس در خلیج فارس در كنار ناو مونتگومری، نشان از آن دارد كه روز حادثه ویلیام را جرز فرمانده وینسنس، ‌قصد و غرضی در گشودن آتش به سوی اهداف ایرانی داشته است.
راجرز در ساعت 7:42 در واكنش به گزارش خلبان‌ هلی‌كوپتر این ناو مبنی بر اینكه قایق‌های ایرانی به دور یك كشتی بازرگانی آلمانی گردش می‌كنند به مركز جنگی ناو می‌رود و با اعلام وضعیت فوق‌العاده به سرعت به سوی محل شناور آلمانی رهسپار می‌شود این در حالی است كه بنابر گزارش‌های رسمی هیچ كشتی بازرگانی در محل مورد بحث درخواست كمك نكرده بود.
با وجودگزارش گارد ساحلی عمان مبنی بر اینكه نشانی از قایق‌های ایرانی در آبهای عمان وجود ندارد، ناو وینسنس، به سوی شمال تنگه هرمز حركت می‌كند. چند دقیقه بعد كاپیتان مك كنیا، فرمانده مركز عملیات نیروی دریایی آمریكا، از اینكه وینسنس 64 كیلومتر بالاتر از محلی قرار دارد كه می‌بایست در آن مستقر باشد تعجب كرده و از فرماندهان ناوهای وینسنس و مونتگومری می‌خواهد كه به سوی جنوب خلیج فارس بازگردند.
ساعت 9:10 خلبان هلی‌كوپتر، بار دیگر به راجرز گزارش می‌دهد كه قایق‌‌های ایرانی به سوی او تیراندازی كرده‌اند. ویلیام راجرز در واكنش به این گزارش از دستور فرمانده مركز عملیات، سر باز می‌زند و مجدداً راهی شمال تنگه هرمز می‌شود.
روزنامه شیكاگو تریبیون در این باره نوشت كه این هلی‌كوپتر آمریكایی بود كه با كم كردن فاصله‌اش با قایق‌های ایرانی، قوانین درگیری را نقض كرده و دست به اقدامی خصمانه نسبت به واحدهای سطحی ایران زده بود. در واقع هلی‌كوپتر وینسنس مورد اصابت هیچ گلوله‌ای هم قرار نگرفته بود و ضرورتی نداشت ویلیام راجرز به سرعت مسیر خود را به سمت قایق‌های ایرانی طی كند. راجرز آماده استقبال از یك فاجعه بزرگ بود.
9:37 راجرز از فرمانده مك‌كنیا اجازه آتش به سوی قایق‌های ایرانی می‌خواهد. وی با ارائه گزارشی كه قایق‌ها به او نزدیك شده‌اند و آرایش تهاجمی گرفته‌اند مركز عملیات را قانع می‌كند تا اجازه شلیك به سوی واحدهای ایرانی را به او بدهند. در حقیقت تحركات ناو وینسنس به فرماندهی ویلیام راجرز، پوششی بود برای گرفتن اجازه حمله به این قایق‌ها!
9:42 توپ‌های ناو وینسنس قایق‌های ایرانی را غرق می‌كنند.
47 :9 رادارهای ناو وینسنس هواپیمای C-130 را كه از فرودگاه بندرعبارس بلند می‌شد، نشان می‌دهند. چند دقیقه بعد خدمه راداری وینسنس گزارش نزدیك شدن یك اف- 14 را می‌دهند، این در حالی است كه اسناد نشان می‌دهد ایرباس ایرانی علایمی را كه مبنی برغیرنظامی بودن خود بوده می‌فرستاده و با سرعتی كم در حال اوج گرفتن بوده است.
فرمانده وینسنس با غرق كردن دو قایق ایرانی، توهم تهاجم از سوی مقابل را در سر داشته است. راجرز از مركز عملیات در بحرین برای شلیك به هدفی كه به عنوان یك اف- 14 در فاصله 32 كیلومتری شناخته است، اجازه آتش می‌خواهد.
لحظاتی بعد به راجرز اطلاع می‌دهند كه جت اف- 14 در حال نزدیك شدن است، و چند ثانیه بعدتر، افسر تسلیحاتی وینسنس از روی عصبانیتی كه حتی قادر به فشار دادن كلید موشك نبود، وظیفه شلیك به ایرباس ایرانی را به افسر دیگری محول می‌كند و دو فروند موشك، به سوی پرواز شماره 655 ایران ایر پرتاب می‌شود تا 290 مسافر این هواپیما هیچ‌گاه به مقصد نرسند. ویلیام راجرز به خاطر این اقدام مدال شجاعت گرفت.



ادعای مضحك
خدمه ناو وینسنس بعدها در پاسخ به این اقدام، ادعا كردند كه علایم ایرباس ایرانی را با علایم راداری یك اف- 14 كه در حال فرود آمدن بر روی ناو هواپیمابر فورستال كه در حدود 160 كیلومتر دورتر از وینسنس بود اشتباه گرفته‌اند.
این ادعا زمانی مضحك به نظر می‌رسد كه بدانیم، وینسنس مجهز به سیستم راداری «ایجیز» (Agies) بوده كه یكی از معروفترین و پیشرفته‌ترین سیستم‌های راداری در تمام جهان محسوب می‌شود. به نحوی كه برخی كارشناسان نظامی آن را متعلق به جنگ جهانی سوم می‌دانند.
این سیستم در واقع، سیستم تشخیص دشمن از دوست است تا در صورت انتشار امواج غیرقابل قبول از سوی مهاجم احتمالی، سیستم دفاع موشكی وارد عمل شود. ادعای فرمانده ناو وینسنس در اشتباه پنداشتن ایرباس از اف- 14 به این معنی است كه مدرنترین سیستم جهان قادر به تشخیص یك هواپیمای مسافربری از هواپیمای جنگی نیست. در حالی كه گفته می‌شود قدرت سیستم راداری ایجز به حدی است كه همزمان چند هدف را كشف و مورد رهگیری قرار می‌دهد.
اظهارات ضد و نقیض مقامات آمریكایی در باره فاجعه ایرباس زمانی رنگ باخت كه 4 سال بعد از این حادثه روزنامه نیویورك تایمز در گزارشی نوشت كه ناو وینسنس در آب‌های فلات قاره ایران بوده است نه در آب‌های بین‌المللی! بعدها، ویلیام كراو، رئیس وقت ستاد مشترك نیروهای مسلح آمریكا هم در گفت‌وگویی با بی‌بی‌سی تأكید كرد كه ناو وینسنس بدون هیچ دلیل روشنی با وجود برخورداری از توپ‌ها و موشك‌های دور برد به كرانه آبهای ایران رفته بود.