حال اگر مريض، تمام دستورات طبيب را دقيقاً همان طور كه او دستور داده، توأم با يكديگر و به مقدار خاص عمل نمود، مرض به تدريج از بين رفته و بيماري شخص علاج پيدا كرده و صحت و سلامت خود را باز مي‌يابد.

اما اگر پس از مدتي آمد و گفت: من خوب نشدم!

طبيب مي‌پرسد: آيا پرهيز كردي؟! مي‌گويد: نه، در مجلس مهماني بوديم و غذايي آورده بودند و اگر نمي‌خوردم، شايد ميزبان ناراحت مي‌شد؛ ناچار آن را خوردم و از چيزهايي بودكه بايد پرهيز مي‌كردم!

مي‌پرسد: آيا شربت را خوردي؟! مي‌گويد: آن را هم نتوانستم تهيه كنم؛ و بالاخره فقط همان روغن را روي پوست ماليدم. ولي نمي‌دانم چرا مريضي‌ام خوب نشده است؟!

مرحوم نراقي مي‌فرمايد: بيشتر مسلمانان، فقط روغن مي‌مالند و انتظار خوب شدن را دارند! يك ظاهري را درست مي‌كنند، و به باطن اهميت نمي‌دهند!

پرهيز در اين مثال، همان مراقبه و ترك محرّمات است؛ دوري كردن از غيبت، تهمت، نيش زبان زدن، و اذيت و آزار ديگران و ساير گناهان.

شربت در اين مثال، باطن اعمال و توجه به ذكر و حضور قلبي و روح اعمال و عبادات است.

جامع السعادات ملا مهدی نراقی-به نقل از استاد فاطمی نیا