دیده بان اتقلاب؛ اقتصاد و ارز و آنچه او در خشت خام می بیند و به اصطلاح نخبگان در آئینه هم نمی بینند
مقام عظمای ولایت در دیدار با کارگزاران نظام در تاریخ۲۹ خرداد ۱۳۸۵ این چنین ان فرمودند:
........
آخرين اصل هم - كه البته در اين فهرست كوتاهى كه من عرض مى كنم، آخرين نيست - شكوفايى اقتصادى است؛ رسيدگى به زندگى مردم است و رسيدگى به اقتصاد كشور. ما احتياج داريم كه از سرمايه گذارى حمايت بشود؛ كارآفرينى بشود؛ توليد داخلى ترويج بشود؛ با قاچاق و فساد مجدّانه مبارزه بشود؛ اشتغال به عنوان يك مبناى اصلى و يك هدف مهم دنبال بشود؛ ثبات و شفافيت و انسجام سياستها و مقررات اقتصادى انجام بشود - مقررات اقتصادى اى كه امروز يك چيزى بگوييم، فردا عوضش بكنيم، فايده اى ندارد - مقررات اقتصادى و قوانين ما بايد هم ثبات داشته باشند كه مردم بتوانند روى آن برنامه ريزى كنند، هم بايد منسجم باشد و با هم بخواند و شفاف باشد. بازاريابى جهانى، يكى از مهمترين وظايف براى رونق اقتصادى كشور است - كه جزوِ كارهايى است كه ما نكرده ايم و جزوِ كم كاريهاى ماست - و اطلاع رسانى كامل از فعاليتها و برنامه ها؛ ما بايستى اينها را در نظر داشته باشيم. البته برنامه هاى راهبردى اساسى كشور نبايد از نظر دور بماند؛ مسئله ى ذخاير ارزى مطمئن كه كشور بتواند با شوكهاى اقتصادى و ارزى مقابله كند؛ تأمين منابع توليد و سرمايه گذارى؛ برنامه هاى راهبردى توليد و انتقال آب و انرژى در كشور، جزوِ مسايلى است كه ما در چند سال آينده بشدت نيازمان به آنها محسوس خواهد شد؛ اينها بايستى با جديت دنبال بشود؛ اينها جزوِ همان مقوله ى رونق اقتصادى كشور است. پرداختن به همكاريهاى منطقه اى - همين كارهايى كه الان انجام مى گيرد؛ اكو، شانگهاى و... - چيزهاى لازمى است. ما اين چيزها را بايد با جديت دنبال كنيم و همت بگماريم. از نفت هم بايد استفاده ى بهينه كنيم. كارشناسها مى گويند - من خودم وارد نيستم؛ آمار و ارقام از كارشناسهاست - اين پنجاه، شصت ميلياردى كه ما از طريق فروش نفت به دست مى آوريم، با نهصد ميليارد دلار صادرات و معامله و تجارت به دست مى آيد؛ اين خيلى مهم است. ما اين درآمد را كه از طريق نفت به دست مى آوريم، صرف مسايل روزمره ى زندگى مى كنيم؛ اين، معنى ندارد؛ بايست اينها با محاسبه ى صحيح انجام بگيرد. ما اين نفت را ضايع مى كنيم؛ البته اين، كارِ امروز و ديروز نيست؛ دهها سال است كه بناى اقتصاد و پيشرفت كشور روى اين روش گذاشته شده است و يك شبه هم نمى شود آن را عوض كرد. من ده، دوازده سال پيش به مسئولان آن روز گفتم آن روزى انسان در قضيه ى نفت احساس رضايت مى كند، كه كشور قادر باشد با اختيار خودش اعلام كند كه من مصلحت مى دانم امروز توليدم را فلان قدر كم كنم؛ امروز سر فلان تعداد چاه كشور را طبق مصلحت كشور مى خواهم ببندم؛ امروز مى خواهم صادرات نفتم را اين قدر كم كنم و نفت را در كارهاى غير سوخت مصرف كنم - سوخت، بدترين استفاده ى از نفت است و دنيا الى ماشاءاللَّه استفاده هاى بهتر از سوخت نفت را كشف مى كند و پيش مى رود - آن روز ما مى توانيم خوشحال باشيم و به نفت خشنود باشيم.
ما چالشهاى تحميلى هم داريم؛ هم از ناحيه ى خودمان - ضعفهاى خودمان - و هم از ناحيه ى بيرون. رودربايستى را كنار بگذاريم؛ امروز مهمترين چالش بيرونى تحميلىِ ما، از ناحيه ى امريكاست؛ در اين هيچ ترديدى نداشته باشيد. اينها روى خاور ميانه از قرن نوزدهم برنامه ريزى دارند - نه امريكاييها، غرب - چون خاورميانه منطقه ى فاصل بين درياى مديترانه و اقيانوس هند است.درياى مديترانه، محل استقرار دولتهاى استعمارگر است و اقيانوس هند، منطقه ى مستعمرات؛ و خاور ميانه بين اين دو منطقه ى حساس قرار گرفته، كه نمى توانستند نسبت به آن بى تفاوت باشند. فشارهاى انگليس روى ايران و نفوذش در قرن نوزدهم، براى حفاظت از هند - كه آن روز جزوِ دولت بريتانيا بود - انجام گرفت و ما آن روز قربانى هند شديم؛ و اين نسبت به همه ى خاور ميانه تعميم دارد. پيدايش اسرائيل هم از همين جاست. بعد، عوامل گوناگون ديگرى هم پيدا شد: مسئله ى نفت، مسئله ى تقسيم متصرفات عثمانى بعد از جنگ اول و مسئله ى پيدايش شوروى، كه همه ى اينها، موضوع را تشديد كرد. غرب، بعد هم در آخر ميراث خوار غرب - امريكا - روى منطقه ى خاور ميانه برنامه ريزى دارند. حالا در اين منطقه ى حساس كه در آن نفت و منطقه ى راهبردى و استراتژيك جغرافيايى و سياسى و همه چيز هست، ناگهان دولتى به نام «جمهورى اسلامى»، با اصول خودش و با ضديت با مبانى ظالمانه و سياست متجاوزانه ى امريكا، سر بلند كرده است. بعضيها مى گويند: شما چرا لج امريكا را در مى آوريد؟ لج امريكا را ملت درآوردند؛ شما درآورديد؛ جمهورى اسلامى را تشكيل داديد، لج امريكا درآمده، چه كارش كنيم؟ آنها در آن دوره ى ده ساله ى اول، با توطئه ى براندازى سخت - جنگ تحميلى و تحريم اقتصادى - شروع كردند؛ اما نتوانستند كارى بكنند. جنگ تحميلى و تحريم اقتصادى، هر كدام به نحوى براى ملت ايران و جمهورى اسلامى يك فرصت شد. اين ابرهاى تيره اى كه آنها روى سر ملت ايران راه انداختند، در دل خود، براى ملت ايران بارانهاى نافعى داشت. جنگ، ما را مصمم و استوار كرد؛ تحريم اقتصادى، ما را به فكر اتكاى به خود انداخت و همه ى اين بركات را براى ما آورد. در دوره ى بعد، براندازى نرم را دنبال كردند - تهاجم فرهنگى و شبيخون فرهنگى - كه آن هم به جايى نرسيد و بعد از سالهاى متمادى، نتيجه اين شد كه حالا يك دولت متكى به اصول و با شعار اصول سركار مى آيد، كه پيداست تهاجم فرهنگى نتوانسته آن كارى كه آنها مى خواستند، بكند. بعد از اين هم توطئه هاى ديگر در راه است، كه ما بايد خودمان را مصون كنيم. بخشى از اين مصونيت با اتحاد، با ايمان، با به كارگيرى عقل و علم به وجود مى آيد. تأكيد مى كنم كه اگر انسان چشم را ببندد و راه بيفتد، كارى پيش نمى رود؛ با چشم باز، با حواس جمع، با اتحاد كلمه و با استفاده از همه ى فرصتها بايد پيش رفت. همه ى مشكلات يكى پس از ديگرى حل خواهد شد؛ قله ها يكى پس از ديگرى فتح خواهد شد.
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُم؛سوره مبارکه نسا،آیه شریفه 59اى کسانى که ایمان آوردهاید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر [اوصیاى پیامبر] را!