حجاب های نور را پاره کن؛الهي هب لي کمال الانقطاع اليک...
اِلهي هَبْ لِيْ كَمالَ الْأِنْقِطاعِ اِلَيكَ، وَ اَنِرْ اَبْصارَ قُلوبِنا بِضِياءِ نَظَرِها اِلَيْكَ،
حَتّي تَخْرِقَ اَبْصارُ الْقُلوُبِ حُجُبَ النّورِ، فَتَصِلَ اِلَي مَعْدِنِ الْعَظِمَةِ،
وَ تَصيرَ اَرْواحُنا مُعَلَّقةً بِعِزِّ قُدْسِكَ.
(مناجات شعبانيه، بحارالانوار، ج 1، ص 99-97)

از فرازهای عجیب و بسیار تامل بر انگیز مناجات شعبانیه این فرازی است که خواندید؛ فرازی که زیاد در خصوص آن صحبت شده و بنده ی حقیر خدا نیز از دیدگاهی به آن می پردازم؛ اگرچه ما با جایگاه بس رفیع صاحب این دعا و حتی روایت کنندگان و بحث کنندگان پیرامون آن فاصله ای از زمین تا آسمان ها داریم اما بیان تجربه ای است که شاید برای دوستان قابل استفاده باشد.
اگر با تلاش ها و مجاهدت های فراوان و لحظه به لحظه سعی در خالص کردن اعمال داشته باشیم و در این مهم هم به موفقیت دست پیدا کنیم؛ اگه اعمالمان را پر و پیمان کنیم؛ نماز جماعت، نماز شب،قرائت قرآن، انواع روزه ها و نماز های مستحبی و ادعیه، مراسمات مذهبی، کمک به همنوع، حدیث نفس و مناجات شبانه روزی با خدا و مراقبه و محاسبه و مشارطه و... و واقعا هم حسب ظاهر در این راه موفق باشیم حالا با درجات مختلف چه زیاد و تمام و چه نسبی و کم خیلی باید مواظب باشیم که این اعمال باعث حساب و کتاب و دو دو تا چهار تا کردن ما نشود؛ نشود پرده ای جلوی دیدگان قلوب ما تا این واقعیت را نبینیم که ما بدون عنایت او هیچ هیچ هستیم این خیلی خطرناک است.
خود حقیرم که در شرایط واقعی در خواب هم توفیق انجام تام و کامل تمام دستورات و توصیه های ربوبی رو نمی بینم با انجام چهارتا کار به ظاهر دارای حسن فاعلی و فعلی و با وجود سعی در رعایت نکاتی که گفته شد شاید دچار لغزش عظیم حساب و کتاب با خدا بشوم و بعضا فکر میکنم که دیگه کار تمام شده و شدم رفیق و خلیل خداوند عظیم و اگر بدبختی و روسیاهیم بیشتر هم بشود که هیچی؛ وای بر من اگر احساس یه ذره طلبکاری از خالق و مالک و رازق و رب و مولایم داشته باشم؛ این در حقیقت نه نور و تشه بلکه پرده ایست خطرناک در جلوی دیدگان ما.
این جاست که این اعمال هرچند از بهترین اعمال باشد و در حقیقت و باطن نور باشد می شود حجاب؛ می شود حجاب نور و می شود چیزی که امام معصوم حضرت زین العابدین و قره عین الناظرین ابالحسن علی بن الحسین روحی فداه از خدا درخواست دریدن این حجاب را با ابصار القلوبی دارد که با نظر به خدای عزیز نورانی شده است.
آیا جا ندارد ما هم بخواهیم از مولا و رب خویش که این حجاب دریده شود و ما عرق در خدا شویم نه غرق در اعمال خویش؟؟!!
البته این بحث در موقعی به ذهن من خطور کرد که روح یکی از عزیزانم در روز گذشته از بدنش مفارقت نمود و به سرای جاودان شتافت و این حقیر ان شاالله متنبه شد که اگر عبادت ثقلین را هم داشته باشی و بلکه بیشتر از آن را در حقیقت هیچ نداری و فقط باید به عنایت و لطف خدا چشم بدوزی و او را طلب کنی و این بزنگاه ها هوشداری برای ماست.
هوشیار باش و هوشدار
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُم؛سوره مبارکه نسا،آیه شریفه 59اى کسانى که ایمان آوردهاید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر [اوصیاى پیامبر] را!